تبلیغات
تنهای تنها
تنهای تنها
می گویند خدا تنهاست، ما که خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاتریم؟! 
قالب وبلاگ

امروز 23 اردیبهشت سال 1391 است که به روز زن نام گرفته و منم به نوبه ی خودم به همه مادران مهربان و زنهای دلسوز و خواهران عزیز تبریک میگم.

در اینجا میخوام متنی از دکتر شریعتی بنویسم که برام جالب بود، البته نه از اونهایی که این روزها مد شده که جملات کافکا و نیچه و ... رو بهمون اس ام اس میدن بنام دکتر شریعتی یا کوروش کبیر و ... یا این جملات که: آب بریز! (دکتر شریعتی در کله پاچه فروشی). درب خودرو باز است! (سمند دکتر شریعتی) و...و...و... این متن پرمعنا رو هر آدم روشن دلی نه روشن فکر، میتونن باهاش ارتباط برقرار کنند:

"زن عشق میکارد و کینه درو میکند.

دیه اش نصف دیه توست و مجازات ز ن ا ی ش با تو برابر.

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی.

برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ی ولی لازم است و تو هرزمان بخواهی (به لطف ق ا ن و ن گذار) می توانی ازداج کنی.

در مجسمی بنام بکارت زندانی است و تو...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.

او  می زاید و تو برای نوزادش نام انتخاب می کنی.

او درد می کشد و تو نگرانی که بچه دختر نباشد.

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی.

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر؟!

و هر روز...

        او متولد می شود، عاشق می شود، مادر می شود، پیر می شود و بعد میمیرد و قرنهاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که...

در چین وشیارهای صورت مردش بجای گذشت زمان، جوانی به هدر رفته اش را می بیند ودر قدمهای لرزان مردش گامهای شتابزده ی جوانی برای رفتن ودرد منقطع مرد سینه ای را به یاد او می آورد که  تنی از دل بوده و پیری مرد، رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند و اینها همه کینه است که کاشته می شود و در قلب مالامال از درد او...... "

و در آخر بازم از مادر مهربونم و همه مادران عزیز تشکر می کنم که ما رو به دنیا آوردن، حالا اینکه به میل خودمون نبوده یه بحث جداست... بی خیال فردا امتحان دارم برم بخونم...
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ فرزاد ] [ نظرتون؟ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

تنهاترین تنهایم دردنیای تنهایی هایی که تنها مرگ را به مساوات تقسیم می کنند. گفتن «چرا؟» را حکم تنهایی نهاده اند، اعاده ی حق را، محکوم ناحق را، ریختن عرق را، نوشتن بر ورق را، حتی در خلوت گریه و هق هق راحکم تنهایی نهاده اند؛ پس تنهایم، تنهاتر ازتنها چون دریای بی انتها.
اما تنها دلخوشی تنهایی هایم را تنهایی بی همتا می سازد، خدای انس و جنها، خدای مرد و زنها. از چه روی خدای را تنها گویند حال که او تنهایی ام را التیام می بخشد و من تنهایی اش را؟!
کاش تنها یک روز می گفتیم «چرا؟» بدون ترس از تنها شدن، اما میسّر نیست به تنهایی%
بیایید تنهایی هایمان را به خدا پس دهیم که تنها اوست که تنهایی را تاب آورد و تنها اوست که تنهایی و بی همتایی را شایسته است.
تنهایی در انتظار
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد وبلاگ چیه؟







آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

تبادل لینک

فروش بک لینک

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس